ازآبشار پرسیدن تو کیستی؟گفت:اشک کوه.گفتم از چه میگریی؟گفت :ازجدای دوست
آدما از آدما زود سیر میشنآدما از عشق هم دلگیر میشن
آدما رو عشقشون پا میزارنآدما آدمو تنها میزارنمنو دیگه نمی خوای خوب میدونمتو کتاب دلت اینو میخونمیادته اون عشق رسوا یادتهتو میگفتی که گناه مقدساول و آخر هر عشق ....
پیاله گر شود خالی زمین ویرانه میگردد
به وقت تنگدستی رفیق بیگانه میگردد
مشو هم صحبت نامردکه کامت تلخ میگردد
مصیبت میکشد مردی که با نامرد میگردد